98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

question_answer بله برون

با اصرار بابا قرار شد زودتر مراسمی داشته باشیم تا بتونیم همدیگه رو رسمی توی جامعه و بین دو خونواده معرفی کنیم

این چند وقت من ۳ بار و اون ۲ بار بدون خونواده هامون به خونه همدیگه سر زدیم.و من هربار استرس دیدار اون باخونوادمو داشتم.الف خیلی باهوشه.هربار بدون اینکه من از این ترسم حرف بزنم .بغلم میکنه و میگه اختلاف تو همه خونواده ها هست.طلاق عاطفی تو خونواده ها قدیمی زیاد هست.بهم میگه نترس من خودم از پس خونوادت بر میام.

این روزا پر از استرسم که نمیدونم حالا که همه چی رسمی و علنی بشه چی قراره بشه.یاد روزای قبل از امتحان دستیاری میوفتم.روزایی که حس میکردم که به زودی دیوونه میشم.حالا اما کسی هست که میفهمه.شاید نتونه کاری کنه برام ولی میفهمه چه حالی دارم.میفهمه نمیخوام حرف بزنم میفهمه میخوام بغل بشم تو سکوت.مدام بدون اینکه چیزی بپرسه بهم میگه نترس.

بهش میگم اگه سیگار بکشم چیمیگه نکش میگه میدونم پر ترسی میدونم تمام گذشته جلوت رژه میره.میدونم سخته ولی نکش.بذار بجاش کنارت باشم .ومن دوست دارم این بودن های نا محسوسش رو

کلمات کلیدی: میگه ,خونواده ,میفهمه ,تو ,هست ,چی ,بدون اینکه ,حرف بزنم ,خونواده ها ,بهم میگه ,میگه نترس ,بهم میگه نترس

clear_all آخرین مطالب این وبلاگ

clear_all آخرین ارسال ها

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)