98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

question_answer عاشقم شو لعنتی

میم سرپرستاره اورژانسمونه.یه خانمه 40 ساله خوش رو خوش برخورد و به روزبرخلاف همه سرپرستارا که بداخلاق و مجردن این همیشه خوش اخلاق بود انقدر که یه روز داشتیم حساب میکردیم گفتم همه سرپرستارامون مجرد جز میم که بعد گفتن نه بابا میم هم مجرده.یه روز پا پیش شدم گفتم چرا شوهر نکردی تو هم مثل من بابات نذاشت؟.خندید و گفت یه روز برات تعریف میکنم.یه روز بالاخره گیرش انداختم و گفتم بگو

بالاخره یا روز برام تعریف کرد.گفت تازه درسشو تموم کرده بود و اومده بود تو بیمارستان که یکی از رزیدنتای اطفال اشنا میشه.عاشق هم میشن.رزیدنت اطفال مال شهر غریب بوده و مادر شوهرای شهر غریب خیلی معروفن.خلاصه که مادر شوهر میگه من زن پرستار واسه پسرم نمیگیرم.پسره وایمسیه تو رو خونوادش به سرپرستار میگه منو بدون خونوادم بخواه و سرپرستار هم راضی نمیشه.سال ها میگذره و این دوتا باهم رابطشونو ادامه میدن ولی بعد از چند سال و کلی اتفاق که میوفته رابطه رو کمتر میکنن و قطع میکنن.حالا اون پسر ازدواج نکرده و سرپرستارم همچنان مجرده.شاید باورتون نشه.زن 40 ساله مثل ابر بهار جلوی من گریه میکرد واسه یه عشق قدیمی.گفت تو چرا شوهر نمیکنی

گفتم مال من یکم فرق داره.بابام مخالف بود من جلوش ایستادم بعد پسره پا پس کشید بعدم رفت زن گرفت بعدم جدا شد بعدم خونوادش همچنان مخالف بودن و بعدترش.من دیگه نمیتونستم بهش اعتماد کنم و اخر اخرش اینکه کلا خیلی فرق داشتیم و یه عشق جوونی بود فقط.بعدم بابام کلا زیاد ایراد میگیره و من کلا حال چونه زدن ندارم واسه همین کلا قید همه چیو زدم.اون گریه کرد و من بغلش کردم.گریه کرد و من غبطه خوردم به حالش.گریه کرد و من خندیدم.گریه کرد و من فهمیدم چقدر ضعیفم و خندیدم

کلمات کلیدی: یه ,روز ,گفتم ,هم ,تو ,بعدم ,یه روز ,گریه کرد ,چرا شوهر ,شهر غریب ,یه عشق

clear_all آخرین مطالب این وبلاگ

clear_all آخرین ارسال ها

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)